ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

296

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

به روكش ديوارها كه از مرمر يزد بودند و روى آنها با مهارت و ظرافت تمام كنده‌كارى ، شاخ و برگ برجسته ، رنگ‌ها و اكليل‌كارىهاى هنرمندانه‌يى نمايان بود ، و الّا آنجاها هم از خرابكارى وى مصون نمىماند . از طرف ديگر گويى كه به كليه‌ى شاگردان كم‌تجربه و مبتدى رشته‌ى نقاشى اين حق را داده‌اند كه در بعضى از ديوارهاى كاخ سلطنت‌آباد تمرين نقاشى كنند و هركدام اثرهاى عجيب و غريبى به يادگار بگذارند . در آخرين ساختمان كاخ تصوير همه گونه حيوان با شكل‌هاى عجيب نقاشى شده است : از الاغ وحشى خراسان گرفته تا پنگوئن درياهاى قطبى . من هرگز خاطره‌ى يكى از اين صحنه‌ها را از ياد نخواهم برد : خرسى به تنه‌ى درختى كه در جريان آبى افتاده است تكيه داده و بااين‌حال جسد اسب خالدارى را به روى دست گرفته و چنان با تأثر و نااميدى به اسب نگاه مىكند كه دل آدم كباب مىشود . هنوز هم نتوانسته‌ام بفهمم كه چه رشته‌ى محبتى ممكن است اين خرس غم‌زده را با اسب مرده‌يى پيوند دهد . شايد قلم‌موى نقاش بر خلاف ميل او چنين شاهكارى آفريده است . در واقع نقاش مىخواسته تصوير خرسى را كه جسد قربانى خود را به كنام خويش مىبرد مجسم كند ! ، ولى اين صحنه‌ى تأثرانگيز و رقت‌بار از آب درآمده است . برج بلند چهارگوشى با پنجره‌هاى ميله‌يى كه روى آن كاشىهاى عجيبى چسبانده‌اند ، اندرون قصر را نشان مىدهد . در پشت اين برج ، اتاق‌هاى كوچك و بدون پنجره‌ى سفيدكارى شده‌يى قرار گرفته‌اند . تمامى اين اتاق‌ها به حياط چهارگوشى باز مىشوند كه چندين حوض با درختان فراوان دورتادور آن ساخته شده است . تنها نقطه‌يى كه در اين قسمت جالب به نظر مىرسد حمام مدور دلپذيرى است كه پله‌هاى مرمرى آن تا پاى حوضچه‌يى چينى پايين مىآيد . قصر عشرت‌آباد به وسيله‌ى ناصر الدين [ شاه ] بنا شده است . اينجا نيز برج چند

--> - زندگى كرده و تصويرى از وى كشيده است . آپل اغلب تابلوهاى نقاشى خود را در معرض تماشاى عموم مىگذاشت و خود در پشت تابلوها پنهان مىشد تا از نظر تماشاگران درباره‌ى آنها آگاهى حاصل كند . روزى كفاشى به سندل يكى از اشخاص تابلو ايراد گرفت . آپل بلافاصله ايراد كفش را رفع كرد . فرداى آن روز همان كفاش از قسمت ديگر تابلو انتقاد كرد . اين بار آپل فرياد كشيد : Sutor , ne Supra Crepidam « كفاش ، از حد كفشت زيادى حرف نزن ! » اين جمله در زبان‌هاى اروپايى ضرب المثل شده است . م .